بقایای اصلی این نوشتار کهن را مدیون کولی های چادر نشینی هستیم که قرنهای متمادی در اختیارشان بوده است و از فضایل آن در جهت امر تفـأل بهره می بردند و عامل دل مشغولی آن ها بوده است. کوردوجبلین در این باب می گوید: «تصاویر و عملکرد تاروت جنبه آرمانی دارند و آرمان گرائی تصاویر تاروت کلید خرد و نیروهای نهان عهد عتیق است. این آرمان ها با نظریه های فلسفی و مذهبی مصریان قدیم چنان مطابقت دارد که نمی توان آن ها را یکی از آثار این ملت فرزانه و خردمند ندانست». اولین اشکال تاروت در زمان خود روی ورقه ای نازک عاج، نقره و یا حتی طلا طراحی و رنگ آمیزی می شدند. طرح هریک از ورقه ها می بایست بطرز نوینی بصورت کاردستی کشیده و رنگ آمیزی می گردید. به همین دلیل تنها اشراف از عهده چنین هزینه ای بر می آمدند که هنرمند را جهت ساخت و پرداخت یک سری اوراق مصور تاروت اجیر نمایند و در نتیجه این ورقه ها بازیچه دست اشراف می شدند. بالاخره با گذشت زمان و اختراع صنعت کاغذ کتاب های متنوعی در این زمینه نوشته شد و کارت های مقوائی دستی مورد دسترس قرار گرفت و سپس طرح های رنگ آمیزی شده شامل تغییرات مدرن تری شدند. در قرن نوزدهم یک کابالیست فرانسوی به نام الیفاس لوی (Eliphas Levi) به ارتباط مابین ٢٢ کارت رمزهای کبیر و ٢٢ حروف الفبای عبری پی برد. مبدأ حروف زبان های بشری ١٦ علامت هیروگلیف اولیه است که از سرچشمه الفبای اولیه است و ٢٢ حروف الفبای عبری مستقیما از علامات هیروگلیف مشتق شده اند. بنابراین اصول ثابتی چون حروف عبری و اعداد یا ارقام همگام با این نمادها که از دانش ماوراء الطبیعه سرچشمه یافته اند، ارائه شده است. در عین حال می توان حروف الفبای عبری را با بیست و دو جاده درخت کابالیستی در ارتباط دانست و چهار خال های رمزهای صغیر را با چهار عنصر آب، باد، آتش، خاک و حروف مقدس عبری «ی ه و ه» مرتبط دانست. حروف رمزی « ی ه و ه» وحدت با مبدا را نشان می دهد و در نمادگرائی تمام کتب معنوی به کار می روند، تاروت بطور کلی بر مبنای همین حروف ساخته شده است. لوی، تاروت را کلید «کابالا» و کلید انجیل و سلیمان می دانست، او می گفت: «ما موفق شده ایم با کشف این حلقه پنهان، گورستان دنیای کهن را بگشائیم و مردگان را به کلام آوریم و به بقایای کهنه عهد عتیق با تمام عظمتشان بنگریم، و معمای همه ابوالهول ها را بدانیم، و به تمام معابد و صندوق الواح آنها نفوذ کنیم. این کلیدی است که استفاده از آن در گذشته مجاز نبوده و راز آن تنها به سرسپردگان منتقل می شده است». دکتر جرارد انکاس (Gerard Encausse) متولد ١٨٦٥ فیلسوف فرانسوی علوم خفیه قرن نوزدهم که به نام مستعار پاپوس (Papus) معروف است در علوم باطنی کشفیات بسیاری نمود. او بیشتر اوقات خود را به علوم خفیه اختصاص می داد و مجموعه تحقیقات او در زمینه ثورا در سال ١٨٨٩ در کتابی با عنوان پاپوس انتشار یافت. پاپوس رهبر مکتب کابالائی صلیب گل سرخ بود و مکتب معروفی موسوم به خاموشان گمنام (Silenicieux Incous) را نیز تاسیس نمود. تاروت به عنوان یک مبدا کهن، مشاور حکیمی است که می تواند در شرایط صحیح اشارات مورد نیاز را از ضمیر برتر به بخش عقلانی انتقال دهد و در عین حال رازهای سرنوشت را با ظرافت و جهان بینی آموزش دهد. بنابراین در این صفحات خواننده زمینه های زیادی از زندگی را می پیماید. نمادگرائی، آواها، وزن ها، رنگ ها و اشکال زندگی برای ما آشکار می گردد. قلمرو عناصر، صخره ها، گیاهان و حیوانات نمایانده شده است. قلمرو انسان و موقعیت او روشن گردیده است.
بنابراین روح باستانی بشریت از دهان جان مدرن سخن می گوید و برای آنکه طراوت ابدی خود را نشان دهد همواره در آستانه معجزات تازه می نماید و در آن ها که در عالم بی خبری و خواب سیر می کنند حیات را پیدا می کند. روی هم رفته باید اذغان داشت هر مأخذ یا عاملی که مبتکر تاروت بوده بطور حتم از مذاهب کهن، علم اساطیری، فلسفه، حکمت و عرفان شرق اطلاعات وسیعی داشته که در اثر آنها نمادهای مهمی را در آن مستقر نموده است. یکی از این تئوری ها مبدأ تاروت را با فلسفه چینی همگام می داند و معتقد است که رمزهای کبیر ارتباط هایی با فلسفه بودا دارد. در کلید «ابله» این شخصیت می تواند نمودار یک راهب سرگردان باشد که سیر تکاملی او در جریانی ست که به تدریج از مرحله جهالت، خامی و لاقیدی به مرحله روشنگری می رسد و این روشنگری مستلزم متحمل شدن وقایع تلخ و شیرین، پستی ها و بلندی ها، موفقیت ها و ناکامی ها و سایر حالات روانی و و دگرگونی های بشری است. بدون شک فلاسفه و پیشگویان عهد عتیق و جدید از 7 قرن پیش تاکنون فلسفه تاروت را با علوم باستانی نظیر عدد شناسی، ستاره شناسی، نمودارهای رنگ و علائم هیروگلیف و سایر آموزش های کابالیستی کمابیش همساز یافته اند. به همین دلیل بازتاب های تمام این تاثیرات در انواع اشکال تاروت به چشم می خورد. در عین حال، دانش تاروت با نیروهای آینده نگری و مفاهیم معنوی خود بصورت روشی یگانه و مستقل به قوت خود باقی مانده است و از آنجایی که تاروت کلیدی است که درب تازه ای را به روی دانش فلاسفه های عتیق می گشاید، عمیق ترین پیام ها را به روانشناسان و دانش پژوهان محقق ارسال می نماید. به هر ترتیب شاگردان مبحث علوم خفیه زوایای قابل ملاحظه ای از مفاهیم تصاویر تاروت دریافت می کنند و افرادی هستند که نسبت به کمک تاروت در امر مدیتیشن ارج می نهند. در صورتیکه ما برای دیدن و پذیرفتن اندرزهای این حکمت مصور آماده باشیم همچون راهنمایی، چراغ های سبز و قرمز را به ما نمایانده، نقاط کور را آشکار و به قوه ها و توانائی ها نیز اشاره می کند.

برچسب:
نویسنده: کاوه حبیبی